تبليغاتX
قند و قروت - اماله و حلاله

قند و قروت

اماله و حلاله

اماله و حلاله

 

شکستم چون کلوخی زیر ماله

ز سوز دل کشیدم آه و ناله

 

به نرخر گفته ام از ترس: کاکا

بگفتم ماچه خر را نیز: خاله

 

اگر مفصد بنوشد آب میوه

نصیب متقی باشد، تفاله

 

به مینای اراذل، شیر گنجشک

مرا خون جگر اندر پیاله

 

خیانت، ریخت از غربال دولت

صداقت، بند شد همچون نخاله

 

ادب گستر عزب اما تفنگ شوی

گرفته چار خانم در حباله

 

پشک شویان معادن را گرفتند

به تزویر و به فرمان و قباله

 

ز خیرات سر ژاندارم عالم

شود گارسون، قارون فی العجاله

 

ز قبضیت نمی گردند اسهال

نکرده تا عدالت خانه اماله

 

به یابویی که در روز نخستین

همی شد آخور قدرت حواله

 

شنیدم گفت در دهلیز تحلیف:

صداقت می نمایم لا محاله

 

نخود هم خورد بیش از حد جیره

ز کاه و رشقه و جو، یک نواله

 

کر از تحلیف خود کردم تخلف

طلاق باشد زنم، بی بی غزاله

 

کنون تحلیف او گردیده سمسای

حرامش شد حلال دیر ساله

 

چرا با خانمش باشد معاشر؟

شود این قضیه بر قاضی احاله

 

زن قبلی، به شوهر، بار ثانی

روانبود حباله بی حلاله

 

اراجیفی نوشتم انتقادی

بدادم طنز و هزلم را اطاله

 

هدف بود، اقتضای شعر ( حالت)

اگر نظم است یا کوته مقاله

نوشته شده توسط نشاط در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت 10:56 |