تبليغاتX
قند و قروت - ترس، برادر مرگ است

قند و قروت

ترس، برادر مرگ است

ترس، برادر مرگ است


نمی گویم که از گرگان آدمخوار می ترسم

ز گرگان شاکرم تا از شبان بسیار می ترسم


ز خس دزدان و مرغ دزدان عاجز نیستم شاکی

ز خر دزدان تنخا خوار و رنجر سوار می ترسم


نمی ترسم از افراد گروگانگیر و بی غیرت

ولی از مافیای حاصل کوکنار می ترسم


کجا ترسیده ام از سوسمار و کژدم و اژدر؟

ز مار آستین و نیفه ی شلوار می ترسم


نمی ترسم ز مامورین مفلوک و یخن کنده

مگر از سوپر اسکیل خور انجو دار می ترسم


من از اشخاص دیسانتی که اندر آخور قدرت

چو کاه و جو کند اسعار را نشخوار، می ترسم


خدا ناکرده گر قانون جنگل هم شود نافذ

در آن صورت من از روباه استکبار می ترسم


ز هر تیمی که با آرأ مردم می شود حاکم

ولی بر میز قدرت می کند ادرار، می ترسم


به تصویر حقایق، تاپه ی تکفیر می کوبند

ز موشان دوپای هر در و دیوار می ترسم

نوشته شده توسط نشاط در یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 10:51 |