دورویی
با قرض از حافظ
چو عقاب از
پی هر فاخته یی، یعنی چه؟
دل ز كورموش
نپرداخته یی، یعنی چه؟
خودت اینجایی
و فرمانده تو آنجایی
"اینچنین
با همه در ساخته ای، یعنی چه؟"
رأی دادیم
كه خدمت بكنی، یادت رفت
"قدر این
مرتبه نشناخته یی، یعنی چه؟"
وعده دادی
كه همه سیر و مرفه بشویم
"بازم
از پای در انداخته یی، یعنی چه؟"
چشمكت، جانب
ما و لبكت، با دگران
"وز میان
تیغ به ما آخته یی، یعنی چه؟"
از درون،
شرق كرات و ز برون، غرب كرات
"عاقبت
با همه كج باخته یی، یعنی چه؟"
با دو رنگی
و دو رویی به مرادت نرسی
پرچم خدعه
برافراخته یی، یعنی چه؟
