شام تفرقه
شوخي با شاخ نبات
فشار مشت به فرق قلم نخواهد ماند
"چنان نماند، چنين نيز هم نخواهد ماند"
من اربه مشوره ی خصم، دي، دي، آر شدم
"رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند"
محافضان امارت كه سخت بدخوي اند
"كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند"
ضرور نيست كه شاكر شويم يا شاكي
"چو بر صحيفه ی هستي رقم نخواهد ماند"
به شام تفرقه و جهل خورد و برد كنيد
"كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند"
بلاي جان رعيت نباش اي راعي!
"كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند"
نوشته اند شعاري به روي تخته ی يخ
"كه جز نكويي اهل كرم نخواهد ماند"
من از رفاقت گرگ و شبان نمي نالم
”كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند“
