تعریف اللغات
از فرهنگ سمير
الدوتابعته: دالرچوشـــــان ديسانتي كه پاسپورت دوم شان بعد از اين باب طبع جنـــــاب لالاي ملت نيست، اگر مزاح سيـــــاسي نباشد.الكميسيون وطنپال: ادارة به حراج سپاري سكتورهاي دولتي به (سگ تور) خصوصي.
المرغابي: لقب اعزازي كساني كه در فصل بهار جيب سازي، در سواحل خوش آب و هواي اقتصادبازار آزاد ما ميچرند و قبل از فرا رسيدن خزان حسابدهيملي خواهند كوچيد، ياد شان بخير و نام شان در صفحة ابلق روزگار ثبت باد.
التماشايي: پورتريت تهوع آور دموكراسي اهدايي.
القانون: تلك غربا و ميدان يخمالك اهل زور و زر.
الحقوق بشر: يعني قايل شدن حقوق بي حد و حصر به (شر و ...)
الوزارت دربار سلطنتي: تخلص هنري ادارة امور... .
البي كبر: كساني كه از والي گري به جوالي گري ترفيع دادهشدهاند باز هم خم به ابرو نمي آورند و كار ميكنند.
الپينه يي: قانون اجراات جزايي.
السال دانه: فساد اداري رايج در تمام سطوح نظام.
التير په هير: مصوبة تاريخي اعضاي خوابگاه ملت مبني بر عفو اشتباهات بي گناهان ملي.
الآسايشگاه معتادين: خانة مجلل علم و فرهنگ شوروي سابق.
الدلچسپ المطالعه: مطالعة همين سريال.