مخاطبه
گفت فرزند وزيري به پدر:
موترم از دگران بهتر نيست
شيشه هايش همه مخدوش و سيه
در جهان بهتر از اين موتر نيست؟
گويي او حامل تابوت بود
شيك و دلخواه يگان دلبر نيست
به كدام سر بروم فيشنتون؟
موترم لعبت خوش منظر نيست
از چه همواره محافظ دارم؟
اين وزير زاده كه يغماگر نيست
پدرش گفت: ببين جان پدر!
كم بزن جيغ كه گوشم كر نيست
اينچنين تخت روان در جاپان
اينقدر پايكش هر نرخر نيست
موتر شيك تو، ضد مرمي است
هر كسي چون تو بلند اختر نيست
ماه يكبار برو فيشنتون
زانكه اين صحنه هنر پرور نيست
نه كه درگير تروريست افتي
كه بر اوضاع مرا باور نيست
آنكه هر روز رود فيشنتون
در جوال پدرش دالر نيست
تو چه تشويش فراغت داري؟
خاطرم مثل خودت مضطر نيست
در چنين قلزم ساحل نشناس
چو نهنگم اگر شهپر نيست
زوركراسي است و ما زوركرات
هيچ كمزور وطن سرور نيست
بگذر از غصه ي دختر بازي
در وطن دختر خنياگر نيست
دختر خوشگل و مو خرمايي
در چنين بستر خاكستر نيست
از اروپا به تو زن خواهم داد
اينطرف لايق تو دختر نيست
گر محافظ به تو بگماشته ام
همه الطاف پدر، كيفر نيست
بهر تفريح بزن ( ويديو گيم)





