تبليغاتX
قند و قروت
'گرفتن كور و زدن كر 
گرفتن كور و زدن كر

كور، زد بر سر ما توپ و سكر، نر واري
كر، ز حال غربا نيست خبر، نر واري

زير خمپاره ي او كلبه ي ما ويران شد
اين كند نوع دگر زير و زبر، نر واري

او كه مي گفت: شما ملحد و نامطلوبيد
اين به تنقيص كند خاك به سر، نر واري

او كه با كيبل خود گردن ما را پنداند
اين عطا كرده به ما خون جگر، نر واري

او كه در حجره ي خود بود ز مردم روگير
اين به هر قاره كند سير و سفر، نر واري

او كه مي گفت: هنرمند ندارد ايمان
اين نگيرد خبر از اهل هنر، نر واري

او كه فرمانبر سلطان تروريستان بود
اين شود چارچ ز جاهاي دگر، نر واري

دو سپيدار ز يك جلگه قد افراشته اند
هر دو را نيست به ما بار و ثمر، نر واري

با تعمق چو بديدم، دو گل يك باغند
ما از اين گفتنه نداريم حذر، نر واري
|+|
نوشته شده توسط نشاط در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 14:13
Funclip.blogfa.com