تبليغاتX
قند و قروت
مهمیز 

نويسم طنز منظوم و غزل، آهسته آهسته

نمايم انتقاد مستدل، آهسته آهسته


طعامي را بدر آرم ز ديگ طبع مخدوشم
گهي پخته، گهي خام و ختل، آهسته آهسته


اگر مهميز كوبيدم به پهلوي يگان قاطر
ز من آزرده شد دزد و دغل، آهسته آهسته


نمودم قلقلك، سردسته ي قاطر سواران را
بشد تنبان دلقكها چتل، آهسته آهسته


همي پنداشتم تخم مفاسد گنده خواهد شد
دوانده ريشه هر سو چون كبل، آهسته آهسته


زعيم متكي بر اجنبي، در دفتر هستي
شود چون شه شجاع و كارمل، آهسته آهسته


چنين اشتر كه در فاليز مردم مي كند مستي
نهد بر گُرده ي مردم سپل، آهسته آهسته

|+|
نوشته شده توسط نشاط در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 16:22
Funclip.blogfa.com