نکته: این نبشته را دوستی برایم ایمیل کرده بود که من هم خواستم با شما شریک سازم تا لحظه ای بخندید
ودر باب
بوسیدن بسیار سخن رفته . شیخنا المهدی المعالی علیه الرحمه
..درکتاب آورده در بوسه 70 ثواب است نزد حق تعالی که در آن 69
تا برای بوسندهو یکی برای بوسیده
و فرموده اند بوسنده را مسکنی هست نزد خدای تعالی به700متر سه نبش ؛ بلکم بیشتر که در تعالی خلد برین پی نهادند
با کولر گازیو تماشاخانه ال سی
دی ...
و آورده اند که 70 مرض لاطبیب را شفا باشد برای فاعل و مفعول وهرکه
را در اینکار بیشتر شتاب
باشد بیشتر از علت بدور باشد ...
و اورده اند در زمان عتیق که مردمان
را هزار سال عمر با عزت بود علت همین ممارست بود در بوسیدن و سعی به عمل و هرکه
این عمل بسیار نمود به حسن جمال رسید که زنان بنی اسراییل دست ببریدندی و خون از
ایشان جاری بودندی و محو تماشا نفهمیدندی ... در مثال
لبان الانجلینا جولی را آورده اند که هان ای نبوسنده ببین چه شود و ببوس
! شیخمیفرماید
در قریهای سرسبز روان بودم در بحر تعمق مغروغ که ناگاه زنی دیدمبه هیبت حوریان برق از انجایمان بپرید و
رشته فکرمان گسیخت به زن فرمودیم آی حوری 70 سالعبادت کردیم اکنون چه کنیم ؟ زن فرمود بیا که70سالبیراه
رفتی و شیخ را بوسیدن گرفت ... شیخ اندر لذتی رفت و دو جهان پیش دیدگان تار شد و تازه معنی
عرفان را بیافت و خرقه درید ؛ عرفان بنهاد و بدان زن مشغول شد تا 70
سال ...
این شعر از شیخنا بر جای مانده
میفرماید :
«من بوس
شیرین ! به صد حور نتوانم داد
این نقد به صد نسیه نتوانم داد»
و
گفته اند باریتعالی به کرم وی را زنده دارد که تا پایانه روز در این کار
مشغول باشد و حالی ببرد وبسار گفته اند شیوخ
دین که در حرف ایشان تردید نبودندی و شک مستوجب کیفرگردیدی که بوسه بر اکثر علول درمان باشد
کالمثل بر زخم معده و الاثنا اشرو زخم دل و موجب جلای چشمان و سختی دندان و نرمی دستان
باشد ...
و هزار هزار حدیث اندر باب فضیلت
بوسنده بر بوسیده ...
حال ای خواننده حدیث با توست که چه
کنی و چه فضیلت بری یا اندر قسمت اول حکایت شیخ بمانی و حیات به حیرانی کنی عرفان
نیابی ! ولله
اعلم
نوشته شده توسط نشاط
در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 15:23 |
موضوع :<-CategoryName->