تبليغاتX
قند و قروت

قند و قروت

طرح نو

طرح نو

عاشقم، دنياي من، دنياي خون و خنجر است
حالت دل را چه گويم؟ دردمند و ابتر است

 

چون ( سكر) سويم رها گردد نگاه دلبرم
كوچه ي دل را چو ديدم، چون سراي محشر است

 

هر غنيمت را چو مي گيرد، كجا پس مي دهد؟
دل بدست آوردن از چنگش، جهاد اكبر است

 

گردنم را مي نوازد ( كيبل) گيسوي او
تير مژگانش حرارت ياب چون ( استنگر) است

 

در ته ( تانك) غرورش، مي شوم خرد و خمير
( چره) ي عشقش مرا در سينه ي غمپرور است

 

با ( كلاشينكوف) لبخندش، دلم غربال شد
زخم ( ميكاروف) ديدارش مرا در پيكر است

 

گر به پا خيزد، چو ( لونا) مي نمايد قتل عام
گر بخوابد، ( اوبوس) خاموش در يك سنگر است

 

كوفت با ( توپ) تغافل بر در و بام دلم
ضربه ي (پيكا)ي ابرويش عجب درد آورد است؟

 

با تبسم، از لبش ( خمپاره ) ي غم مي پرد
(چلستون) سينه ي من، غرق در خاكستر است

 

در نشست ( عقد و حل) هم عقده ي دل وا نشد
سازش و آتش بسي شد، صلح چيز ديگر است

 

برق چشمان نگارم مثل ( بي پنجاه و دو)
مي كند بمبارد، فرمانش به دست دلبر است

 

حل نشد جنجال دل در جرگه هاي خيمه يي
دلبرم، خود راهگير و غاصب و خود داور است

 

مثل ( ناتو) خانه ي دل را تلاشي مي كند
(آيساف) ناز او، بي باك و خيلي خودسر است

 

تيز راني در چنين سالنگ هستي مشكل است
از فشار بار منت، موتر دل پنچر است

 

ذكر تشبيهات بالا، نيست شوخي و مزاح
طرح نو در شاعري و طنز بر دانشور است

نوشته شده توسط نشاط در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 12:46 |

هشتم ماه گاو جنگي

هشتم ماه گاو جنگي

هفته ها انتظار هوتاهي
صبح تا شام، كار هوتاهي

در و ديوار مي شود رنگين
تاكه جشني تيار هوتاهي

هفت ثور، مي شود لگد كوبي
و به هشت، افتخار هوتاهي

افسران جهادي و كدري
خوراك دي، دي، آر هوتاهي

اردوي نو بلوغ و كم مورال
نا منظم قطار هوتاهي

سر قوماندان مطمئن به نظام
در زرهپوش سوار هوتاهي

بهر تبريك جشن بي ناني
سوي شان رهسپار هوتاهي

باز گردد به موضع شاخص
روبرو استوار هوتاهي

همصداي شليك توپ خودي
فتنه يي آشكار هوتاهي

مي شود انفجار و تق و توقي
جشن ثور، خنده دار هوتاهي

ميزبانان و هر چه مهمانان
هك و پك بي قرار هوتاهي

وزراي نجيب جنگ و پوليس
مرد واري فرار هوتاهي

صحنه خالي شد از تماشاچي
كي فراري مهار هوتاهي؟

بيني ما بريده شد از بيخ
چه كسي شرمسار هوتاهي؟

شد نشستي براي استيضاح
كلمكل بي شمار هوتاهي

يك وزير در دل وكيلداني
مثل بمب انفجار هوتاهي

لقبش را دهد به منتقدان
طعنه هايي نثار هوتاهي

عاقبت هيچ كس نشد محكوم
وكلا، بي وقار هوتاهي

آبرويي كه ريخت، پس نايد
گر تروريست شكار هوتاهي

شرح اين ماجرا است طنز آميز
خامه يي اختيار هوتاهي

بيشتر نيست جاي انگولك
قصه دنباله دار هوتاهي
نوشته شده توسط نشاط در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 12:41 |
موضوع :<-CategoryName->